Aico انیمه ای در مورد معنای انسان بودن است. میخواهم بگویم که به خوبی به این سؤال پاسخ میدهد - به طور کلی، وقتی صحبت از رسانهای جالب میشود، اگرچه واقعاً چیزی جز متوسط نیست. برای چنین موضوعی مبتنی بر انسان بودن، فکر میکنید تمرکز بر روی ساختن شخصیتها به افراد باورپذیر با انگیزههایی که میتوانید درک کنید و داستانهایی که میتوانید با آنها ارتباط برقرار کنید، وجود دارد. متاسفانه این کار را نمی کند. تقریباً هر شخصیتی فراموش شدنی است، من فقط نام دو نفر از آنها را به یاد آوردم (دو لید). این دو رهبر رابطه نسبتاً جالبی با هم دارند، نمیتوانم چیز زیادی بگویم زیرا این منطقه خرابکننده است، اما آنها به خوبی در کنار هم رشد میکنند - تنها ناراحتی من چیز عجیب و غریب «علاقههای عاشقانه» است که به نظر میرسید به آن اشاره شده است. فقط آیکو یک قهرمان جذاب بود. برای جبران کمبود شخصیت با همه چیز کافی نیست، اما او شخصیت بسیار خوبی بود. او به عنوان یک روح ملایمتر شناخته میشود، اما نمایش بلافاصله نشان میدهد که او اراده قوی دارد - چیزی که در کل ادامه دارد، و همچنین همدلی و محافظت زیادی برای دیگران. قوس او نسبتاً کوچک است، او چندان رشد نمی کند، زیرا هر انتخابی که انجام می دهد به شخصیتش وفادار می ماند، ممکن است به نظر برسد که در برخی موارد به یک چیز اعتقاد دارد، اما در اعتقاداتش برای آنچه واقعاً دارد ثابت قدم می ماند. می خواهد و انتخاب می کند که انجام دهد.
واقعاً برای هیچ یک از شخصیتهای دیگر زمانی در نظر گرفته نشده است، ما برای چند تا از داستانهای پشتیبان آنها یک نمایشگاه قرار دادهایم (مشکلات دیگری در این مورد وجود دارد) اما همین. ما با آنها به سفر آنها می رویم، می بینیم که چگونه آنها به عنوان یک تیم به خوبی با هم کار می کنند و چگونه همه آنها از یکدیگر مراقبت می کنند - اما این فقط کافی نیست که واقعاً به آنها اهمیت دهیم. شخصیت شرور اصلی کمی بیش از حد کارتونی است، آنها نسبتاً خوب تنظیم شدهاند، اما وقتی در کانون توجه قرار میگیرند، کمی بیش از حد دراماتیک است، انگار که میگویند "ببین من شرور هستم" تا واقعا نشان دهند که آنها او آدم خوبی نیست، به جای داشتن هیچ چیزی برای توجیه اعمالشان.
برای درک داستان و آنچه که در حال وقوع است، باید توجه کامل به نمایش داشته باشید. این فقط 12 قسمت است، بنابراین برخی از صحنه ها کوتاه هستند، اما یک تغییر اساسی رخ می دهد، اگر توجه نمی کردید، احتمالاً گم می شوید. نیمه دوم قطعا سرعت خود را افزایش می دهد، در حالی که نیمه اول تقریباً بدون هیچ اتفاق خاصی پیش می رود.
در کل ساعت لذت بخشی بود، علاقه ام را به قسمت ها از دست داد و لحظات غم انگیز به دلیل این احساس جدایی که نسبت به شخصیت ها داشتم، هیچ واکنشی را از من برنمی تابید. اما من پیام را دوست داشتم و معتقدم که در بررسی آن بسیار خوب عمل کرد.